بوییدن جایزه دریافت قرارداد سینمایی

بوییدن: جایزه دریافت قرارداد سینمایی جشنواره فیلم فیلم سینمایی قطار آن شب حمیدرضا قطبی

فکرهای دهه‌ شصتی که جهت گران‌ کردن پایتخت کشور عزیزمان ایران بزرگ، سخت و پرهزینه بود، سه دهه بعد با زبانی دیگر، نرم و درآمدزا از کشوهای میز و فایل‌های تفکرات مس

تهرانِ گران

تهرانِ گران

عبارات مهم : اداره

فکرهای دهه شصتی که جهت گران کردن پایتخت کشور عزیزمان ایران بزرگ، سخت و پرهزینه بود، سه دهه بعد با زبانی دیگر، نرم و درآمدزا از کشوهای میز و فایل های تفکرات مسئولانی که دوباره به قدرت برگشته اند، بیرون آمده هست. حالا وقت پرسیدن این سؤال است: آیا قرار است پایتخت در سال های آینده محل آزمایش نظریه «تهرانِ گران» شود؟

روزنامه شرق با این مقدمه نوشت: «شواهد زیادی جهت پاسخ مثبت به این سؤال به شکلی ضمنی وجود دارد ولی شاید باید زمینه های رفتن اضطراری یا اختیاری به سمت اجرایی کردن این تصمیم را مرور کرد. تهرانی که امروز در آن زندگی می کنیم، پایتخت کشور عزیزمان ایران دهه ٦٠ نیست. آن پایتخت کشور عزیزمان ایران این همه برج و بارو نداشت؛ آسمان و زمینش را نفروخته بودند. پایتخت کشور عزیزمان ایران دهه ٦٠ هنوز آب داشت؛ هنوز حیاط داشت؛ هنوز درخت هایش به قطع سالی و خشک سالی قهری نرسیده بودند. پایتخت کشور عزیزمان ایران دهه ٦٠ بقالی های سر کوچه ای داشت؛ اتوبوس های بنز شلوغ داشت و هنوز خیابان هایش با ماشین ها خفه نشده بود و آسمانش آبی بود. پایتخت کشور عزیزمان ایران امروز حوصله و هنگامی که جهت دلخوشی های دهه ٦٠ ندارد. پایتخت کشور عزیزمان ایران امروز پول می خواهد و این پول را باید آنهایی که قبول کرده اند در پایتخت کشور عزیزمان ایران بمانند، بدهند. شاید تنها چیزی که در پایتخت کشور عزیزمان ایران دهه های ٦٠ و ٩٠ همچنان ماندگار باقی مانده، مقصد مهم مهاجرت و حاشیه نشینی بودن آن هست. سیاست هایی که در این چهار دهه جهت مهاجرت معکوس و توقف خالی شدن روستاها و گسترش حاشیه ها اجرایی شد، اغلب سرانجامشان شکست اندر شکست بود و پایتخت کشور عزیزمان ایران و خیابان ها و کوچه ها و آدم هایش چشم امید عمده مهاجرت های داخلی هستند.

تهرانِ گران

تهران جهت ساکنانش محکوم به بسیاری از تصمیمات است که برایش گران تمام می شود. سیاست هایی که در سال های گذشته اعمال شده است و اشتباه بوده یا اعمال نشده و باز هم اشتباه بوده، پایتخت کشور عزیزمان ایران را در مسیری قرار داده که در شرایط فعلی گزینه گران شدن تهران، جزء مهم ترین گزینه های روی میز مدیران شهری شده است هست. اگر سیاست های حمایت از قشر محروم و کوخ نشین در دهه اول بعد از انقلاب در صدر سیاست ها بود و عدول از آن به تصویر العمل هایی اجتماعی می انجامید، امروز شدیدترین تصمیمات که جهت قشر محروم فشار و هزینه دارد، نرم و زیرپوستی و گاه علنی اجرا می شود و کسی اعتراضی هم ندارد؛ چون حالا دیگر تقریبا همه روی گران شدن پایتخت کشور عزیزمان ایران اتفاق نظر دارند.

اذهان عمومی از میان سیاست مدارانی که قبل و بعد از انقلاب به گران کردن پایتخت کشور عزیزمان ایران نظری جدی داشتند و جهت اجرای آن هم قدمی برداشتند، شهردار جنجالی سال های ٦٨ تا ٧٧ را به یاد دارند. غلامحسین کرباسچی دیدگاهی صریح و بدون حاشیه راجع به گران کردن پایتخت کشور عزیزمان ایران داشته و دارد. او تیر ٩٢ در گفت وگویی مفصل با «شرق» در این باره مورد سؤال قرار گرفت. او گفت که «باید پایتخت کشور عزیزمان ایران را آن قدر گران کنیم که هر کس نمی تواند، از آن برود.» جمله هایی بوده که کیهان و رسالت و بعضی از افراد از جناح راست در آن وقت مطرح می کردند و هیچ گاه اصل عنوان به این ترتیب نبود که ما بگوییم پایتخت کشور عزیزمان ایران را جهت مردم آن گران کنیم.

فکرهای دهه‌ شصتی که جهت گران‌ کردن پایتخت کشور عزیزمان ایران بزرگ، سخت و پرهزینه بود، سه دهه بعد با زبانی دیگر، نرم و درآمدزا از کشوهای میز و فایل‌های تفکرات مس

او در توضیح این نظر خود گفت: «تهران جمعیت ساکن و مستقری دارد که از گذشته در آن ساکن بوده اند و شرایط خاص مالکیتی و زندگی و معیشت خود را دارند. حرف ما این بود که نباید جهت حل مسئله پایتخت کشور عزیزمان ایران از بودجه و فروش نفت که حق عمومی همه مردم کشور عزیزمان ایران هست، جهت رفاه شهروندان تهرانی استفاده کنیم و باید هزینه کار و کارها شهروندان تهرانی را از خودشان بگیریم. ایده دولت و شهرداری آن وقت این بود که هزینه های مردم در پایتخت کشور عزیزمان ایران را خودشان پرداخت کنند و زندگی در پایتخت کشور عزیزمان ایران مجانی نباشد؛ آیا که در همه جای دنیا زندگی در کلان شهرها و شهرهای بزرگ گران تر از شهرهای کوچک است.»

کرباسچی در ادامه توضیحاتش می گوید: «اگر می خواهیم از روند مهاجرت به پایتخت کشور عزیزمان ایران جلوگیری کنیم، باید بسیاری از امکانات شغلی و تجهیزات را علاوه بر پایتخت کشور عزیزمان ایران به نقاط دیگر کشور ببریم و در عین حال از گسترش بعضی امکانات در شهر پایتخت کشور عزیزمان ایران جلوگیری کنیم. به عنوان مثال در آن وقت اعلام کردیم که مراکز آموزش جدیدی نباید در پایتخت کشور عزیزمان ایران ایجاد شود ولی هیچ یک از رسانه هایی که این حرف ها را می زدند، بعدها نگفتند که ما گفته ایم دانشگاه ها را در پایتخت کشور عزیزمان ایران متمرکز نکنید و به سراسر کشور ببرید تا توسعه متوازن باشد. در جای دیگر صحبت از این بود که جلوی گسترش صنایع در پایتخت کشور عزیزمان ایران را بگیریم و آنها را به شهرهای دیگر ببریم تا مردم جهت کار به پایتخت کشور عزیزمان ایران مراجعه نکنند.»

او گفت: «توجه داشته باشید که نظر «هزینه پایتخت کشور عزیزمان ایران را از مردم پایتخت کشور عزیزمان ایران بگیریم» همین حالا هم مطرح و اجرا می شود. طبیعی است که در برابر این سؤال که زندگی در پایتخت کشور عزیزمان ایران گران می شود، بگوییم زندگی در شهرهای بزرگ هر لحظه گران تر از زندگی در شهرهای کوچک تر است و این حرفی عقلایی است و بهتر از این است که با حکم های زورکی و اضطراری اقدام به جابه جایی کارمندان و مردم پایتخت کشور عزیزمان ایران بکنیم؛ آیا که به این ترتیب به شکلی طبیعی بسیاری از مردم پایتخت کشور عزیزمان ایران نسبت به خروج میل به پیدا می کنند.»

تهرانِ گران

از میان مسئولانی که در مدیریت شهری مؤثر بودند، حجت الاسلام والمسلمین مصطفی پورمحمدی که چند سالی در دولت نهم وزیر کشور بود، روی عنوان عدم تمرکز امکانات در پایتخت کشور عزیزمان ایران و در عین حال گران بودن آن جهت جلوگیری از مهاجرت ها کارهایی کرد.

او بارها در بیانات خود شوراها و شهرداران را در مسیرهای مورد نیاز جهت مهاجرت معکوس توصیه و هدایت می کرد. او در سخنان خود می گفت: «کشور متعلق به همه است و اگر می خواهیم کشور را خوب اداره کنیم، باید جای جای آن را توسعه دهیم. نمی توان فقط ١٠ شهر خوب را در کشور ایجاد کرد و بعد ادعای پیشرفت و توسعه یافتگی داشت. در حال حاضر از همه روستاهای دورافتاده به شهرهای به ظاهر پیشرفته و توسعه یافته ما مهاجرت می کنند و جمعیت حاشیه نشین کشور به حدود هشت میلیون نفر رسیده که بخش بزرگی از این جمعیت در ١٥ سال گذشته شکل گرفته ، بعد مشخص است که در سال های گذشته اشتباه کرده ایم! آیا باید از این سیاست ها دفاع و بر ادامه یافتن آن تأکید کنیم؟»

فکرهای دهه‌ شصتی که جهت گران‌ کردن پایتخت کشور عزیزمان ایران بزرگ، سخت و پرهزینه بود، سه دهه بعد با زبانی دیگر، نرم و درآمدزا از کشوهای میز و فایل‌های تفکرات مس

آن چه در سال های گذشته در جریان مصوبات بسیار، برنامه های پنج ساله اجرا شده است و نشده و به خصوص دلسوزی ها و مصلحت ها و تصمیمات آزمون و خطایی جهت پایتخت کشور عزیزمان ایران و البته چند کلان شهر اجرایی شده، زیاد زرق و برق و توجه ها به این شهرها را زیاد کرده هست. در دهه ٦٠ بعضی مسئولان رده اوج می گفتند مردم سیستان و بلوچستان امکانات ندارند. آن وقت شما دنبال ایجاد مترو جهت تهرانی ها هستید.

در نتیجه متروی پایتخت کشور عزیزمان ایران با تأخیر حداقل ١٥ ساله شروع به کار کرد و حالا همان نظر در دهه ٩٠ چنین رویکردهایی را با زبانی دیگر می گوید؛ در حالی که پایتخت کشور عزیزمان ایران مترو دارد ولی سیستان و بلوچستان همچنان به نسبت پایتخت کشور عزیزمان ایران محروم هست. بعد باید پرسید آن دیدگاهی که قدرت را هم در دست داشت، چه کار جهت مناطق محروم کرد که هنوز رشد نکرده اند؟ واقعیت این است که گران کردن با خودش پول به همراه دارد ولی ساختن، به پول نیاز دارد و این گونه است که جهت یکی فقط حرف می زنند و جهت یکی خیلی خوب عمل می کنند.

تهرانِ گران

باید گفت در همه این چهار دهه بعد از انقلاب جریان سیاسی موسوم به چپ، کارگزاران، اصلاح طلبان و همه آن مدیرانی که تکنوکرات بودند ولی در جریانی سیاسی خود را قاب نمی گرفتند صراحتا راجع به عنوان گران کردن پایتخت کشور عزیزمان ایران و کسب هزینه های خودش از خودش صحبت کرده اند و حتی هزینه های آن را هم داده اند. جریان برابر این طیف اقداماتشان همواره در لایه هایی درونی تر و لفافه هایی اعتقادی و حمایتی پیچیده شده است هست. از همین رهگذر می توان تئوری و شعار همیشگی شهردار پایتخت کشور عزیزمان ایران در فاصله ٨٤ تا ٩٦ در کم کردن فاصله شمال و جنوب را مورد ارزیابی کمی و کیفی قرار داد. محمدباقر قالیباف پایتخت کشور عزیزمان ایران را با تراکمی که از چند نقطه شمالی پایتخت کشور عزیزمان ایران به دست می آورد، اداره می کرد بعد باید بخش زیادی از همان پول را جهت مردم همان مناطق خرج می کرد.

پارک ها، مبلمان شهری، ایستگاه های مترو و به خصوص خدمات شهری که در مناطق جنوب پایتخت کشور عزیزمان ایران ارائه شد، اگر چه در سال های قبل از آن بی سابقه بود ولی در مقایسه با مناطق شمالی پایتخت کشور عزیزمان ایران سطحی نازل دارد. از این رو حرکت زیرپوستی قالیباف در گران شدن مناطق شمالی پایتخت کشور عزیزمان ایران باید تا سال ها بعد مورد ارزیابی عمیق تر قرار گیرد. در نمونه نزدیک دیگری می توان به سیاست هایی که در سال های گذشته در شهر مشهد اجرائی شد، اشاره کرد. مشهدی که در این چند سال دیده ایم، با مشهدی که هر لحظه می شناختیم فاصله زیادی دارد و حتی این فاصله جهت خود مشهدی ها هم بسیار زیاد شده است هست. شهر مشهد، مرکزی محدود ولی گران و متفاوت دارد که با حاشیه ای بزرگ، محروم و ارزان احاطه شده است هست. این اتفاق در نتیجه سیاست هایی است که در حداقل دو دهه اخیر دو جریان متضاد سیاسی و مجموعه مذهبی راجع به آن اعمال کردند و نکردند و حالا با روی کار آمدن شهرداری از جریان اصلاح طلب زمزمه های تقابل قدیمی در اداره شهر با نظر یک تکنوکرات یا آن نظر سنتی شروع شده است است.

پایتخت بعد از ١٤ سال که با دیدگاهی اصولگرایانه، جهادی و البته گران زیر نظر نظامی به نام شورایی اداره شد، به استناد قول هایی که مردم پایتخت کشور عزیزمان ایران را امیدوار کردند و پای صندوق رأی آوردند، قرار است دچار تحول شود ولی تحول پول هم می خواهد. نخستین سخنان محمدعلی نجفی در قبل و بعد از گزینش خود به عنوان شهردار تهران، راجع به بی پولی پایتخت کشور عزیزمان ایران بود. او را در دامنه مدیران تکنوکرات معرفی شده است در جریان سیاسی عاملان قرار می دهند و عملکرد و نظر هایی که تاکنون داشته و حالا از آن صحبت می کند، این رویکرد را هم تأیید می کند.

حرف های نجفی راجع به گرفتن عوارض از منزل ها و ماشین های لوکس که تصویر العمل هایی زیادی را هم به همراه داشت، ببینید و در کنار توضیحات غلامحسین کرباسچی بگذارید. او به این که پایتخت کشور عزیزمان ایران بعد از سال ها هنوز بیش از ٧٠ درصد بودجه های شهرداری اش از محل درآمدهای ناپایدار هست، اشاره می کند و می گوید باید فکری کنیم و درآمدهای پایداری تعیین کنیم. او اعتقاد است: «فردی که آپارتمان ٢,٥ میلیاردی در شهر پایتخت کشور عزیزمان ایران دارد و ماهی یک میلیون تومان شارژ پرداخت می کند، عادلانه نیست که در سال تنها ١٢٣ هزار تومان عوارض پرداخت کند. یا فردی که ماشین ٨٠٠ میلیونی سوار می شود یک ریال هم عوارض پرداخت نکند. البته درآمدهای پایدار وقت می برد تا به تصویب و اجرا برسد. همچنین این نوع درآمدها موجب نارضایتی و ناراحتی عده ای از شهروندان خواهد شد.»

در شکل صحبت ها نخستین موضع، موضع عدالت خواهانه این تقسیم بندی است ولی آیا در عمل این عدالت اجرا می شود؟

افشین حبیب زاده، یکی از شورای پنجمی ها می گوید نظر تهرانِ گران وجود دارد ولی لزوما اتفاقات بدی رخ نمی دهد و تأکید دارد که باید بین گران اداره شدن و گران شدن پایتخت کشور عزیزمان ایران تفکیک قائل شد. او ضمنا اضافه می کند که پایتخت کشور عزیزمان ایران در سال های گذشته گران اداره شده است هست. شهردار پایتخت کشور عزیزمان ایران اعتقاد است عوارض اخذ شده است نباید جهت همه یکسان باشد و به گونه ای تنظیم شود که افراد زیاد برخوردار و کسانی که مصرف بیشتری دارند، عوارض بیشتری بدهند. حبیب زاده می گوید شهردار پایتخت کشور عزیزمان ایران دنبال گران کردن شهر پایتخت کشور عزیزمان ایران نیست و با توجه این که خودشان برخاسته از قشری محروم هستند و پرسشها را لمس کرده اند، چنین هدفی ندارند.

او در پاسخ به این سؤال «شرق» که چطور می توان اثرات گران شدن پایتخت کشور عزیزمان ایران و زیاد کردن انواع عوارض ها روی رفتارهای قشر مرفه را که دسترسی و قدرت اعمال نفوذ دارند، کم کرد، می گوید: چنین عوارضی می تواند آسیب این تصمیم ها باشد و نمی توان آنها را رد کرد. در مدیریت کلان که تصمیم به چنین تغییری گرفته می شود حتما مقاومت های اجتماعی هم وجود دارد و این نوعی آسیب است که باید کنترل شود.

این عضو شورا افزود: در یک نظام اقتصادی بیمار چنین روندی رخ می دهد؛ آیا که ابزارهای کنترلی وجود ندارد ولی نباید مانع از آن شود که خدمات و عوارض شهری جهت مردم شهر به نسبت مصرفشان باشد.

او می گوید سرانه خدماتی جهت مردم پایتخت کشور عزیزمان ایران با احتساب بودجه ١٨ هزارمیلیاردی به ٩ میلیون نفر ساکن در پایتخت کشور عزیزمان ایران هر سال حدود دو میلیون تومان است ولی آیا باید به شکل مساوی از همه مردم گرفته شود؟ بعد باید به گونه ای باشد که تفاوت احساس شود و این عین عدالت است.

حبیب زاده می گوید در چنین عنوان مهمی شهرداری نمی تواند به تنهایی پیش برود و چنین مباحث چندبُعدی ای باید با همکاری دولت و مجلس اجرایی شود.

حسن رسولی، دیگر عضو شورای پنجم هم به «شرق» می گوید وقت آن رسیده که شهرداری در تعامل با دولت و مجلس از یک سو و تعامل با مردم از سوی دیگر براق تر برخورد کند و به آنها حقیقت را بگوید. او می گوید پایتخت کشور عزیزمان ایران با کمک مردم آن اداره می شود و وقت آن رسیده که مردم را در اداره شهر سهیم کنیم.

وقتی برج میلاد آماده بهره برداری شد، در شهرداری و شورا این بحث مطرح بود که میلیاردها جهت ساخت این مجموعه هزینه شده است و حالا تهرانی ها باید از آن استفاده کنند. بعد بلیت ٥٠ هزار تومانی پیشنهادی شهرداری پایتخت کشور عزیزمان ایران رد شد و طبقات آن را تفکیک کردند و عوارض بستند. آن روز جلوی گران شدن یکباره را گرفتند ولی در سال های گذشته به مرور رقم بازدیدها و رستوران ها و… آن قدر زیاد شد که قشر میانگین تهرانی هم نمی تواند از برج دیدار کامل داشته باشد و حضور در رستوران گردان هم در رده گزینش های این قشر نیست.

آن چه نجفی و نظر پشت سر او جهت این روزها و روزهای بعد پایتخت کشور عزیزمان ایران در نظر گرفته اند، آینده پایتختی را رقم می زند که مستقیما روی کل کشور اثرگذار هست. دیدگاهی که می تواند در عمل نشان دهد عدالت را نشانه گرفته و نه کسب درآمد از محلی غیر از تراکم را. شهردارانی نظیر کرباسچی به شکلی علنی و قالیباف به شکلی غیر علنی پایتخت کشور عزیزمان ایران را با تراکم آن اداره کردند و حالا نجفی اگر قرار است پایتخت کشور عزیزمان ایران را با درآمدی جز تراکم اداره کند باید روی گزینه های مورد نظر بررسی جدی ای داشته باشد؛ آیا که اگر سیاست «اداره شهر با تراکم» حرف و حدیث داشت، پول هم داشت ولی سیاست هایی که او به دنبالشان می رود، ممکن است پولی نیز همراه نداشته باشد ولی حتما حرف و حدیث بسیاری دارد، چون در ارتباط بیشتری با مردم قرار می گیرد.»

واژه های کلیدی: اداره | ایران | تهران | سیاست | تهرانی | مهاجرت | تهرانی ها | شهردار تهران

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs